سرانجام قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت به تصویب رسید و جز ترکیه و برزیل که به آن رأی منفی دادند و لبنان که رأیس ممتنع بود، 12 عضو دائم و غیردائم، با رأی مثبت خود به این قطعنامه، شرایط جدیدی را بر موضوع هسته‌ای ایران حاکم کردند. از این رو بی مناسبت نیست نکاتی چند را در این خصوص، مختصراً مرور کنیم:

1- آمریکا اصرار داشت که ایران به مبادله اورانیوم سه و نیم درصد و 20 درصد تن دهد. واشنگتن حتی از اردوغان و داسیلوا- رهبران ترکیه و برزیل- خواست به تهران بروند و از ایران بخواهند مبادله را بپذیرد. این سفر انجام شد، ایران مبادله را پذیرفت و بیانیه تهران منتشر شد. با این حال، آمریکایی‌ها طوری رفتار کردند که گویا اساساً نه اردوغان و داسیلوا در این دنیا وجود دارند، نه بیانیه تهرانی منتشر شده و نه ایران بی سابقه ترین نرمش هسته‌ای در طول پنج سال گذشته را انجام داده است. این موضوع نشان می‌دهد که آمریکا برای فشار آوردن بر ایران، برنامه‌ای مدون و غیرقابل عدول دارد و موضوع هسته‌ای تنها یک دستاویز است.

2- بیانیه تهران، نمایش توفیقات دیپلماتیک "غیرمتعهدها" بود. همواره کشورهای بزرگ غربی کوشیده‌اند خود را محور حل مشکلات بین‌المللی معرفی کنند ولی ماجرای بیانیه تهران، در حال گشایش ادبیات جدیدی در این عرصه بود با این مضمون که دیگران هم می‌توانند در حل مسایل بین‌المللی ایفای نقش کنند. این گزاره، البته مطلوب غرب نبود چه آنکه جایگاه انحصاری شان را مخدوش می‌کرد.

4- محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران، در واکنش به قطعنامه گفت که این قطعنامه‌ها پشیزی نمی ارزند. او پیشتر نیز قطعنامه‌ها را به کاغذ پاره تشبیه کرده بود، تشبیهی که مورد اعتراض مخالفانش قرار گرفت و او را متهم کردند که درک درستی از پیامدهای تحریم‌ها ندارد. واقعیت این است که این تحریم‌ها، حتما موثرند. به عنوان مثال وقتی به خاطر تحریم‌ها مجبور می‌شویم کالاها را به چند برابر قیمت واقعی از بازار غیررسمی تهیه کنیم یا بازرگانان ایرانی برای مبادلات مالی بین‌المللی ناگزیر می‌شوند با تحمل هزینه‌های مضاعف به سراغ بانک‌های دست چندم بروند یا در حمل و نقل‌ها گرفتار تاخیرها و بازرسی‌ها می‌شویم، همه اینها بر اقتصاد ملی اثرات منفی می‌گذارند. و مگر در همین قضیه گاز سوز کردن خودروها، تحریم‌ها باعث اخلال در روند واردات کپسول‌های گاز خودروها نشد و خودروهای گازسوز بسیاری، بدون کپسول نماندند؟!

 مخلص کلام آنکه قطعنامه‌ها اثرات خود را دارند ولی نباید از مقامات رسمی انتظار داشت در تریبون‌های رسمی، سخنانی جز آنچه اکنون می‌گویند، بگویند.

5- قطعنامه 1929 ماهیتا با قطعنامه‌های قبلی تفاوت چندانی ندارد. شرکت‌هایی هم که نامشان در فهرست تحریم‌ها آمده، پیش از این نیز با مشکلات عملی در عرصه مبادلات بین المللی مواجه بوده اند و شرایط جدیدی برایشان رقم نخورده است. مع الوصف تاکید بر همین مکررات کشورها را اجرای تحریم‌ها علیه ایران، "رفرش" می‌کند و می‌تواند برای ایران مشکل زا باشد. به عنوان مثال، هر کشوری که با ایران مشکل داشته باشد می‌تواند به بهانه اینکه به کشتی‌های باربری ایران مشکوک است، اقدام به بازرسی و مشکل زایی و متعاقبا باج گیری از ایران باشد. ......... لذا اینکه طراحان قطعنامه مدعی اند تحریم‌هایشان صرفا متوجه حکومت است و تاثیری در معیشت مردم ندارد، دروغی بیش نیست.

6- شورای امنیت،قاعدتاً در مواردی که خطری برای امنیت جهانی احساس کند، واکنش نشان می‌دهد و درباره ایران هم با این ادعا که ممکن است ایران به سمت تولید سلاح هسته‌ای برود، علیه ایران چندین قطعنامه تحریمی تصویب کرده است.

7- آینده چه خواهد شد؟ پاسخ دقیق این سوال را نه ایران می‌داند، نه آمریکا و نه هیچ کس دیگر جز خدا.

                                                    نظر شما چيست؟