گفت وگو با عین الدین مریوانى- خواننده نابیناى كرد
«در خواب هایم- مانند دنیاى بیدارى ام- هیچ تصویرى نیست؛ فقط صداها را مى شنوم.» این را «عین الدین الماسى» خواننده و نوازنده نابیناى كرد كه در میان مردم كرد به «عین الدین مریوانى» مشهور است مى گوید.
«عین الدین» در سال 1339 در روستاى دزلى مریوان در خانواده اى بى بضاعت به دنیا آمد. در ده ماهگى چشمانش را به خاطر ابتلا به بیمارى از دست داد و بدین گونه بود كه زندگى سراسر تاریك و سیاهى را در دنیاى خالى از نور و تصویر و رنگ اما سرشار از آواز و نغمه آغاز كرد.
زیستن در این دنیا هیچ گاه «عین الدین» را از زندگى مایوس نكرد بلكه باعث شد كه نابینایى اش را با تكیه بر استعدادى كه در آواز و نوازندگى داشت جبران كند. «عین الدین» از سال 1350 تاكنون مشغول فعالیت در عرصه موسیقى است. گاهى هم شعر مى گوید و آهنگ هاى زیادى ساخته است. «عین الدین» ساز هاى دف، دایره، نى، بالابان، شمشال و فلوت را به خوبى مى نوازد. در ضمن طبل و تنبك هم مى زند.
او تاكنون در محضر استادان بزرگ موسیقى كردى ازجمله «استان حسن كامكار» شاگردى كرده و با گروه هاى متعددى هم به طور پراكنده و مقطعى همكارى كرده است. گاهى آواز خوانده و گاهى هم به عنوان نوازنده حضور داشته است.
در ابتداى گفت وگویمان از چگونگى ورودش به عالم آواز و موسیقى مى پرسم. به سال هاى دور مى رود؛ زمانى كه صداى سازهاى موسیقى و آواز دسته جمعى كودكانى كه در مدرسه كنار منزل شان مى خواندند؛ او را به مدرسه كشانیده است. مى گوید: «در آن زمان حس مى كردم كه توانایى كار هنرى و موسیقایى را دارم. با اینكه محصل مدرسه مذكور نبودم ولى معلمان مدرسه مرا به جمع محصلین راه دادند و به عنوان خواننده براى گروه آنها مى خواندم. بعدها در 12 سالگى خانم معلمى از همان مدرسه مرا به رادیو سنندج معرفى كرد. در آن زمان بود كه به طور جدى وارد عرصه موسیقى شدم و به طور رسمى فعالیت موسیقایى ام را در عرصه خوانندگى و نوازندگى در سال 1350 در رادیو سنندج آغاز كردم. وقتى كه استاد حسن زیرك- خواننده معروف كرد- در پنجم تیرماه سال 1351 فوت كرد من مرثیه اى در سوگ او سرودم و آن را هم اجرا كردم. در رادیو سنندج هم ضبط و اجرا شد. در سالروز مرگ «حسن زیرك» از من دعوت كردند كه همان سروده را بر سر مزارش بخوانم. این دعوت را با كمال میل پذیرفتم و آن شعر و آهنگ را بر سر مزار وى اجرا كردم. هنرمندانى كه حاضر بودند بسیار استقبال كردند. بعدها این اجرا به صورت فیلم و كاست منتشر و در شناساندن من به جامعه هنرى آن سال ها و مردم كرد بسیار موثر واقع شد.»
«عین الدین» در ادامه به حضورش در اركستر رادیو سنندج در كنار استادانى همچون استاد حسن كامكار، گریشا میخائیل زاده و رشید فیض نژاد اشاره مى كند و مى گوید: «در حضور استاد حسن كامكار بهره هاى زیادى برده ام و بارها در كنار ویولن نوازى ایشان، «بالابان» نواخته ام. استاد حسن كامكار، ارتشى بود و به همین خاطر مدیر گروه موزیك لشكر 28 كردستان هم بود. بعدها كه باز نشست شد ریاست اداره فرهنگ و هنر استان كردستان را پذیرفت و یك گروه موسیقى به راه انداخت. در این زمان بود كه من هم در ركاب استاد حسن كامكار به شهرستان هاى استان كردستان مى رفتیم و به اجراى برنامه در پادگان ها، مدارس و سایر مراكز دولتى مى پرداختیم. به شهرهاى كردنشین سایر استان ها و حتى شهرهاى آذرى نشین ازجمله «خوى» هم مى رفتیم. یك گروه حركات موزون هم در كنار گروه نوازنده ها بود و من و خواننده اى دیگر به نام «سید صالح پیرظهیرى» هم آواز مى خواندیم.» «عین الدین» در سال هاى بعد از انقلاب به خواندن آهنگ هایى حماسى روى آورد ولى همواره به خواندن آهنگ هاى تغزلى هم مى پرداخت. نقطه عطف كارى «عین الدین» پرداخت جدى و بسیار دقیق و ظریف به مقوله هاى خوانندگى، نوازندگى و آهنگسازى است كه در كمتر هنرمندى مى توان جمع شدن این هنرها را به صورت یكجا و یكدست یافت. یعنى «عین الدین» در خیلى از كارهایش هم شاعر است، هم آهنگساز، هم نوازنده و هم خواننده. وقتى كه با گروه هاى موسیقى كار مى كند علاوه بر خوانندگى به نوازندگى یك آلت موسیقى هم مى پردازد. او تاكنون برنامه هاى زیادى در شبكه هاى ماهواره اى كردى اجرا كرده و در بسیارى از جشنواره هاى موسیقى كردى حضور یافته است. صداى «عین الدین» را مى توان صداى رساى دردها، رنج ها، عشق ها، هجران ها و فراق هاى حزن انگیز مردم كرد عنوان كرد. آواز هاى او كه با لحنى نرم و مطنطن و برخوردار از ریتمى زیبا و قوى ارائه مى شوند مخاطبان صاحب ذوق را به وجد مى آورد. مضامین آثار او اكثراً عاشقانه است. گاهى هم رنگى عرفانى به خود مى گیرند. تلفیق عشق و عرفان یكى از ویژگى هاى مضمونى آثار موسیقایى این هنرمند است. البته نابینایى «عین الدین» از او هنرمندى كاریزماتیك و تاثیر گذار ساخته است. یعنى وقتى این خصیصه در كنار صداى محزون اش _ كه تونالیته اى خاص دارد- قرار مى گیرد آواز هایش سرشار از درد و غم مى شوند و بدین گونه شنونده سمپاتى خاصى به آثار او پیدا مى كند. این سمپاتى و اثر گذارى به حدى است كه بسیارى از آهنگ هاى او بخشى از نوستالژى مردم كرد را شامل مى شوند. زیر و بم هایى كه در آواز «عین الدین» مشهود است به صداى او ویژگى خاصى بخشیده است. تعدادى از آهنگ هایى كه «عین الدین» خوانده است آهنگ هاى فولكلوریك كردى اورامى و گاهى سورانى هستند. شاید به همین خاطر است كه دربر دارنده حسى نوستالژیك هستند كه در آن تاریخ پرفراز و نشیب، سراسر اندوه، هجران و پررمز و راز مردم كرد نهفته است. خود «عین الدین» تاكنون بیش از 150 آهنگ ساخته است. حجم زیاد این آهنگ ها حاصل فعالیت 33 ساله او در عرصه موسیقى است. آهنگ هایى مثل وره نازنین، زلیخام زرده و لوآو از جمله این آهنگ ها هستند. هنر موسیقى، هنرى شنیدارى است. «عین الدین» هم كه فقط در دنیاى صداها زندگى مى كند. به همین خاطر این نابینایى ظرافت و عمق خاصى به آثارش بخشیده است. خودش در این باره مى گوید: «وقتى كه دارم با یك گروه موسیقى كار مى كنم، فقط متوجه صداى سازها هستم. به همین خاطر تمركز خاصى روى كارم دارم ولى كسى كه فضاى عینى را هم مى بیند تا حدى متوجه اطرافش مى شود و به همین خاطر آن تمركزى كه من دارم، او ندارد.» البته «عین الدین» به خاطر نابینایى اش، ردیف ها و دستگاه ها را نیاموخته است. او موسیقى و آوازش را به صورتى بداهه پردازانه و با تكیه بر ریتم هاى موسیقایى ارائه مى دهد. این كمبود هم، هیچ خدشه اى بر هنر این هنرمند وارد نكرده است زیرا موسیقى كردى بیشتر یك موسیقى مقامى است تا ردیفى و دستگاهى، بسیارى از كارشناسان موسیقى هم بر این عقیده اند كه موسیقى سنتى و اصیل ایرانى هم مقامى بوده است. در واقع در زمان صفویان ردیف و دستگاه وارد موسیقى ایرانى شده است.
شاید بتوان گفت موسیقى كردى از این لحاظ بكریت و اصالت خود را حفظ كرده است و چندان در چارچوب ردیف و دستگاه قرار نگرفته است. به همین خاطر عدم پرداخت به ردیف و دستگاه در موسیقى كردى چندان ضربه اى به كار نمى زند. در اصل مى توان گفت هیچ ضربه اى نمى زند. البته موسیقى كردى، هنرمندان صاحب نامى دارد كه از هنرمندان مسلم موسیقى ردیفى و دستگاهى هستند. ازجمله آنان مى توان به سید على اصغر كردستانى و مظهر خالقى اشاره كرد. مى گوید: «من هیچ تصویرى از زیبایى هاى عالم ندیده ام چون در ده ماهگى نابینا شده ام و ده ماهگى هم سنى نیست كه آدم از آن چیزى به یادش بیاید. بنابراین به مانند آدم هاى بینا كه زیبایى هاى عالم را مى بینند و بعد از ازدست دادن آن زیبایى ها دچار حسرت مى شوند، دچار آن حسرت نمى شوم. چون چیزى ندیده ام كه حسرت از دست رفتن آن را بخورم. البته در اینجا هم، من حسرتى دارم و آن این است كه حتى در خواب هایم نیز تصویرى نمى بینم، فقط صدا در خواب هایم موجود است.»
«عین الدین» وقتى شعرى از «خیام» دكلمه مى كند، شیفته صداى رسا و پرطنین او مى شوم. در این حال است كه تصمیم مى گیرم در برگشتنى به تهران پیشنهاد دكلمه كردن اشعار شاعران بزرگ كلاسیك و معاصر توسط او را با ناشران و تهیه كنندگان اینگونه آثار مطرح كنم. آنجا بود كه پى به قابلیت هاى هنوز كشف نشده صداى این هنرمند بردم. صداى «عین الدین» در دكلمه شعر شباهت بسیار عجیبى به صداى «شاملو» دارد و بى گمان اگر كسى از این صدا استفاده كند، آثارى بى نظیر تحویل علاقه مندان هنر و ادبیات مى دهد. جالب آنجا است كه «عین الدین» از حافظه اى بسیار قوى هم برخوردار است و مى گوید: «اگر كسى 2 یا 3 بار شعرى را- چه فارسى و چه كردى- برایم بخواند آن را از بر مى كنم به طورى كه تمام زیر و بم ها و موسیقى و وزن آن شعر درست و كامل در این دكلمه رعایت مى شود.»
«عین الدین» در آهنگ هایش از اشعار شاعران كلاسیك كرد همچون هه ژار، هیمن، مولوى اورامى، قانع، ولى دیوانه، گوران، پیره مرد، وفایى، فایق بى كس و صیدى اورامى استفاده كرده است، اما علاقه ویژه اى به اشعار «مولوى اورامى» دارد. او دلیل این علاقه ویژه را به نازك خیالى این شاعر نسبت مى دهد و مى گوید: «از آنجا كه زبان مادرى من كردى اورامى است طبیعى است كه به اشعار این شاعر معروف اورامى بیشتر از سایرین علاقه داشته باشم و به سمت اشعار او بروم. از طرفى دیگر شعرهاى این شاعر نازك خیال، آدم را به سمت فضاهایى مملو از شادى و غم سوق مى دهد. مولوى علاوه بر این، اهل عرفان و تصوف هم بوده و عارف بودن به شعر او غناى خاصى از لحاظ تفكر و محتوا بخشیده است. او یكى از شاعرانى است كه مشایخ صوفیه اورامان و كردستان به او ارادت خاصى داشته اند. ازجمله این عارفان مى توان به شیخ علاءالدین نقشبندى اشاره كرد.»
«عین الدین» سابقه اى 33 ساله در هنر موسیقى دارد و تعدادى از آهنگ هایش هم در آرشیو رادیو سنندج موجود است. با این وجود از لحاظ كارى و معیشتى وضعیت خوبى ندارد. مدتى مستمرى ماهیانه اى (60 هزار تومان) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى دریافت كرده است ولى این مستمرى از مهرماه 83 تاكنون قطع شده است. او به این قضیه اعتراض دارد: «در زمان وزارت آقاى مهاجرانى، مستمرى ماهیانه اى براى من تعیین شد و هر ماه این مستمرى را دریافت مى كردم تا اینكه در سال گذشته به علت اقامتى 5 ماهه كه در كردستان عراق، براى اجراى برنامه هاى هنرى در مراكز موسیقایى و شبكه هاى ماهواره اى كردى داشتم این مستمرى قطع شد. تاكنون هم چندین بار پیگیر این قضیه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى شده ام اما در جوابم مى گویند كه شما هیچ پرونده اى در وزارتخانه ندارید و این در صورتى است كه من چند سالى این مستمرى را ماهیانه دریافت كرده ام و فیش هایم هم موجود است.»
«عین الدین» از رواج موسیقى بازارى كه ریشه اى هم در فرهنگ و فولكلور مردم كرد ندارند انتقاد مى كند و سپس به حضور هنرمندان درجه 3 و 4 كرد در جشنواره هاى موسیقى نواحى و غیبت هنرمندان پیشكسوت تر در این جشنواره ها اشاره مى كند و مى گوید: «این كار خیانت به هنر است و اگر مراكز موسیقایى دولت و انجمن هاى مستقل موسیقى از پیشكسوتان حمایت نكنند، هنرمندان مجبور مى شوند كه براى امرارمعاش دست به ارائه كارهاى سطحى بزنند.»